وقتی که خالکم میکنن بهش بگین پیشم نیاد

بگین که رفت مسافرت بگین شماره ای نداد

یه جور بگین که آخرش از حرفتون هول نکنه

طاقت ندارم ببینم به قبره من نگاه کنه

دونه به دونه عکسامو بردارین آتیش بزنید

هر چی که خاطره دارم بریدو از بیخ بکنید

نذارید از اسم منم یه کلمه جا بمونه

نمی خوام هیچ وقت تنمو توی گورم بلرزونه

برو آتیش به قلب من نزن

بذار نگات از یادم بره

بذار واسه همیشه قلب من

شل بشه با من کلی خاطره

برو نمی خوام ببینی خونه ی من خالی شده

همدم من به جای تو ریگای پوشالی شده

اون که می گفت میمرد برات دیدی راست راسی مرد

رفت و همه خاطرشم به خاطرت ورداشتو برد

بهش بگین نشست به پات بهش بگین نیومدی

بگین هنوز دوست داره با این که غیدشو زدی

نشونی قبر منو بهش ندین خوب میدونم

میاد جای همیشگی سر قرار تو رودخونه

برو آتیش به قلب من نزن

بذار نگات از یادم بره

بذار واسه همیشه قلب من

شل بشه با من کلی خاطره

میخوام رو سنگ قبرم این باشه طلوعی که خیلی غم انگیر بود

قشنگ ترن خاطره ی عمرم غروبی که خیلی دل انگیز شد

رو سنگ قبرم بنویس روزی اومد با امید آخر

حالا بدرقه ی راهش داغی که موند رو دل مادر....

 

 



 

نوشته شده توسط مینا در سه شنبه هجدهم دی 1386 ساعت 12:52 موضوع | لینک ثابت