تو که میدونستی با رفتنت من داغون میشم با رفتنت خورد میشم با رفتنت یه چشمم اشک و یه چشمم خون.....
تو که میدونستی ثانیه ثانیه زندگی منو اسم تو تشکیل میدن هر وقت میخوام نفس بکشم نفسم با تو همراه با یاد تو با خاطرات تو با تک تک حرفات خنده هات .......تو که میدونستی....

 

تو نباشی چشام برات گریون

دنیا برام بدون تو زندونه

دستات اگه دستامو تنها بذاره

شب و روزم لحظه ای آروم نداره

 

از وقتی که رفتی شب و روزم شده گریه شده زجه اما.....اما بازم خدایی دارم خدایی که دلداریم میده خدایی که هر شب صدای گریه هامو میشنوه میاد باهام حرف میزنه همیشه یه لبخند رو لباش که آرومم میکنه......

 

تو که بارون تو چشامو می بینی

لحظه لحظه هارو کنارم میشینی

تو که مثل بارون آرومم میکنی

تو نباشی دل منو خون میکنی

 

من خیلی مغرورم هیچ وقت جلوی کسی گریه نمی کنم اما جلوی تو فقط اشک ریختم جلوی تو فقط ناله کردم ای سنگ صبورم که از همه دردام با خبری تو بودی تنها کسی که براش اشک ریختم هر کسی هم که هر چی گفت قبول نکردم گفتم ارزش این اشکارو داره ارزش این ناله هارو التماس به خدا رو داره آره برام خیلی بیشتر از اینا ارزش داری........

 

جز تو هیچ کسی..

درد عاشقیو غصه های منو خنده های منو

لحظه های منو گریه های منو ندیدو نشنیدو

 

یه چیزی رو میدونی این که من بین این آدما خیلی غریبم خیلی بی کسم خیلی تنهام اینجا فقط من موندمو خدا اینو میدونی که همیشه دارم وقتی پامو از در میذارم بیرون به امید اینم که بخوام بیام به پیشواز تو ........

من خیلی اینجا غریبم من همیشه چشم انتظار روزیم که برگردی ی ی ی ی ی ی ی......

 

وقتی تو نیستی من میشم بین این آدما مثل یه غریبه ووو

تو هم همه ها گم میشم دنبال تو دنبال تو

 

 

 

 







 

نوشته شده توسط مینا در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 ساعت 15:32 موضوع | لینک ثابت