خودم (مینا)
سلام خدا جونم
منو که خوب یادت میاد کسی که روز شبش شده بود دعا کردن برای داشتن کسی که نفسش به نفس اون بسته بود به خاطره اون دل خیلی یارو شیکونده بود اما الان نه اونو داره نه کس دیگه ای رو تو این دنیا خدا جون لباس مشکیمو فردا از تنم در میارم نذر کرده بودم از اول محرم تا آخر صفر مشکی بپوشم تا فراموشش کنم و این کارو هم کردم خدا جونم بازم من موندمو تو کاش می تونستم برگردم به 3 سال پیش و همه چیزو از نو بسازم اما اما حیف که هیچ وقت نمیشه خدا جونم کمکم کن و در آخر هر جا دنیا که هست کمکش کن کاری کن که همیشه خوشبخت ترین باشه چون هر چی باشه........بازم عزیز با اینکه همه چی تموم شده.![]()
![]()
سلام.خدای عزیز-سپاس تو را که ما را انچنان که باید باشیم افریدی کامل و تمام انچه را نیاز داریم به ما میدهی تو عالی هستی کمکم کن تا عشق بورزم بی چشم داشت.
خدای عزیز!
من آرزوهای بزرگ دارم.اونی که به صلاحم رو برا ورده کنی
نمی تونم بشناسمت....ولی دوست دارم
جناب خدا
واقعا انگیزه ت از اینکه این هستی رو خلق کردی چیه؟ واسه چی ما آدم ها رو به بازی گرفتی؟ ما رو فرستادی اینجا چیکار؟ که چی آخه؟
سلام خدا جون
اینکه می گن سرنوشت رو نمی شه از سر نوشت درسته یا خواستن توانستن است؟
سلام دوست من ، خدا
دوست داشتی جای من بودی و منم جای تو تا هم من می فهمیدم چقدر تو مهربونی هم خودت می فهمیدی دوری ازت چقدر سخته؟ راستی یادم رفت بگم همه ی آدما بهت سلام می رسونن ... قربانت ... مراقب خودت باش ...
خدای من
خسته ام ،چرا بهم نمیگی خسته نباشی؟ دوست دارم
خداجونم ... قربون اینهمه مهربونیت بره نازنین . از وقتی اومدم خونتون مهمونی حس
می کنم همیشه پیشمی . دلم میخواد دوباره بیام خدا ولی ایندفه با همون گلی که
برام هدیه اوردی. بالاخره وقتی اینهمه هر
شب تو به نازنینت سر میزنی زشته من نیام . خدا ولی روم نمیشه. تو دوباره دعوتم
کن اخه خیلی بهم خوش گذشت اون دفه .اونم روز تولدم صدات زدو توام جوابمو
دادی.این بهترین هدیه ای بود که تا حالا تو روز تولدم گرفتم .
خدا جونم مامانم میبینی؟ من که خیلی وقته نمیبینمش به خوابم نمیاد
خدا جونم چرا قلب من درست کار نمیکنه؟چرا قلب من باید چهار بار عمل شه؟
مگه من کار بدی کردم؟
من که همیشه نمازمو میخوندم دوست دختر نداشتم مشروب نمیخوردم سیگار نمیکشیدم پس چرا قلب من؟
خدا جونم امسال عید رو همه میرن گردش ولی من میرم زیر عمل اونم تو یه کشور غریب دیگه
پیشم بیاییا خداجونم من اونجا تنهام میخوام بالا سرم باشی وقتی عملم میکنن یا اصلا منو با خودت ببر میخوام مامانمو ببینم خسته شدم نمیخوام دیگه با بابام تنها باشم نمیخوام خدمتکار خونمون به من دل بسوسوزنه نمیخوام...
آمین
برای خدا مینویسم:
چه مهربان بودی وقتی دورغ میگفتی.
ای خدا جون
من انشا’ خوبی ندارم و فقط حرف دلمو میخوام بگم
البته همه ی اینایی که میگم نظر خود خودمه نمی دونم دوستام چه نظری دارن خودم فکر میکنم یه آدم تنهایی هستم که فقط و فقط دورم شلوغه و هیچ دوست صمیمی و با حالی ندارم که روش برای همه چیز حساب کنم نمی دونم واقعاَ چرا این فکرو می کنم ولی تو تنهایی خودم با خودم فکر می کنم می بینم که چه قدر تنهام (البته حساب دوستام با مامان و بابام جداست) و هیچ کسی هم همچین فکری راجع به من نمی کنه و همیشه از کارو و حرفام خوششون میاد........ولی بازم نمیدونم که چرا یه همچین حس و فکری نسبت به خودم دارم فکر میکنم یه خلا’ تو زندگیم دارم و امیدوارم که این خلا’ زودتر پرشه و حس خودم نسبت به خودم مثل بقیه شه....
سلام....
خدای عزیز (هر چند که خیلی وقته دیگه عزیز نیستی) تو مثلا خدایی ؟ یه نگاهی به خودت بنداز...این رسم خدایی نیست...واژه ای به اسم عدالت به گوشت خورده تا حالا ؟؟
بی خیال... کاش بازم همون خدای خودم بشی
خدای عزیزم سلام
خدا جونم همیشه دوست دارم ما عاشقا مخصوصا مینا خانم خودمونو فراموش نکن بدون تو نمی تونم دووم بیارم.عشق از ما نگیر مرسی
ســــــــــــــــلام خــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا جونـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
خدایا فقط خوب بشه همین
مرسی
خدايا .....
ديگه نمي خوام بيام دنيا . همين يك دفعه بس بود . (( يك جمعه تنهايي ))
يك جور عجيبي عاشقتم . يك جوري كه وقتي حست ميكنم ، اگه آدم خوبي باشم اون روز كه حست ميكنم ، اشك مي ريزم فقط اشك ... آروم .... آروم ....
((((((((((((( خدا ))))))))))))
همون حال قشنگيه كه بهم دست مي ده .
Sahar
خدایا.....خب چی بگم تو ذهنم هرچی باشه میخونی ....برای از تو گفتن و راز دل رو باهات در میون گذاشتن بهترین نویسنده هم که باشی کمه .....فقط میتونم بگم کمکم کن همین چون هرچی بخوام برابر با کمک خواستن از تو میشه کسی هستم که بهترین دوستم تویی اگه بهترین دوستت یا بهترین بندت نیستم ولی این موجود حقیرت فقط کمک میخواد همین کمکش کن آمین
نوشته شده توسط مینا در شنبه هجدهم اسفند 1386 ساعت 22:24 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
دیر دیگه دیر اونکه میخوامش داره میره
دیر داره میره دل نازک من میشکنه میره
ازش نخواستم بمونه آخه فکر نمیکردم نمونه
خیال میکردم نگفته هامو از توی چشمام میخونه
بهش نگفتم دوسش دارم آخه فکر نمیکردم کم بیارم
فکر نمیکردم انقده راحت قلبمو پیشش جا بذارم
دیر دیگه دیر اونکه میخوامش داره میره
دیر داره میره دل نازک من میشکنه میره
وقتی که دوری وقتی که نزدیک
وقتی که روشن انگاری تاریک
وقتی بودنت حکم نبودن
وقتی موندنت حکم نموندن
انقده دیدن مثل ندیدن
انقده بودن مثل بریدن
انقده داشتن مثل نداشتن
انقده خواستن مثل نخواستن
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY