یادش بخیر قبلنا فقط مینوشتم واسه خدا واسه کسی که.......واسه کسی که رفت و نگفت مینا زنده ای مینا مرده ای نگفت مینا چرا خواستی همه چی تموم شه.......کسی که نگفت خداحافظ
یادم میاد قبلنا خیلی خوب بودم خیلی با خدا حرف میزدم یادم همیشه خدا پیشم بود یادم به خاطر تو حتی ول کن خدا نبودم
از جدا شدن نوشتی رو تن زخمی قلبم
گریه کردمو نوشتم نازنینم یا تو یا من
بهت گفتم من طاقت یه بار دیگه خورد شدن و شکستنو ندارم نگام کردی گفتی نمیذارم هیچ اتفاقی برات بیفته اما.....حالا من موندمو یه دنیا خاطره که داره تو قلبم یخ میزنه من موندم یادگاری حرفات که هنوز تو مغزم....
به تو گفتم باورم کن میونه این همه دیوار
تو با خنده ای نوشتی هم قفس خدا نگهدار
من واقعاً برات یه پرنده بودم که تو قفس زندانی کرده بودیش و فقط دلت میخواست برات بخونم یادت میاد همیشه بهم میگفتی مینا خیلی شبیه گوگوش میخونی و الان من همه ی آهنگای گوگوشو از حفظم اما کسی نیست که براش بخونم...
بنویس مهلت موندن یه نفس بود
سهمه من از همه دنیا یه قفس بود
خیلی وقت بود که برات گریه نکرده بودم دلم برات تنگ نشده بود اما برات دیروز گریه کردم برای خودم گریه کردم گفتم می بینی خدا آخر اون همه التماس کردنم بهت چی شد.....
بنویس که خیلی وقت واسه تو گریه نکردم
سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم
بعد از اینکه گفتم منو فراموش کن همه ی عکس ها و مکالمه ها و هر چیزی که مربوط به تو بودو از بین بردم و خودم هم احساس کردم که دارم با از بین بردن این خاطره ها زیر خلوارها خاک دفن میشم...
من که تو بن بست غربت زخمی از آواره پاییز
فکر چشم های تو بودم با دلی از گریه لبریز
چه شب هایی که از خوابم زدم تا باهات حرف بزنم ثانیه ثانیه از بودن با تو لذت ببرم اما 3 سال از همه چیم عقب موندم..
شب عاشقونه ی من که حروم شد
مهلت بودن با تو که تموم شد
کاش همون موقع که از همه چی قطع امید کرده بودم خودمو میکشتم تا نبینم روزی رو که داری از قلبمو یادم میری روزی که همه چی از یاد من رفت روزی که من شدم عشق یکی دیگه .....یکی دیگه...کاش کاش کاش
ندونستم باید از تو میگذشتم
وقتی از غربت چشمات می نوشتم...
نوشته شده توسط مینا در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 ساعت 14:25 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
دیر دیگه دیر اونکه میخوامش داره میره
دیر داره میره دل نازک من میشکنه میره
ازش نخواستم بمونه آخه فکر نمیکردم نمونه
خیال میکردم نگفته هامو از توی چشمام میخونه
بهش نگفتم دوسش دارم آخه فکر نمیکردم کم بیارم
فکر نمیکردم انقده راحت قلبمو پیشش جا بذارم
دیر دیگه دیر اونکه میخوامش داره میره
دیر داره میره دل نازک من میشکنه میره
وقتی که دوری وقتی که نزدیک
وقتی که روشن انگاری تاریک
وقتی بودنت حکم نبودن
وقتی موندنت حکم نموندن
انقده دیدن مثل ندیدن
انقده بودن مثل بریدن
انقده داشتن مثل نداشتن
انقده خواستن مثل نخواستن
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY